
آیا کل هستی یک سیستم است؟ (پرسش و پاسخ)
انجمن علوم سیستم های ایران
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
برای علاقمندان به مباحث سیستم، علم، دین، خداباوری، خداناباوری
دوستی پرسشی فرستاد، عین پرسش (با حذف اظهار لطف) را می آورم و پاسخم:
پرسشی دارم در مورد نسبت بین توحید و سیستم دادنهمانطور که می دانید توحید از نظر اهل ان همه چیز را باهم دیدن و یکی کردن است مثل اینکه شما چیزهای مختلف را در یک جایی با هم جمع می کنید و حالا بعدا متوجه نظم ان می شوید و یا چگونگی ارتباط چیزهای مختلف را از نظر ارتباطی محکم و حکیمانه می فهمید و …دیدن کل هستی بصورت یکجا حالا چه هستی مشهود و محسوس و چه هستی معقول و نامحسوس را توحید می گویند و این همان سیستمی است که برای ان ساخته می شوددر این نگاه یک سیستم بسیار بسیار بزرگ وجود دارد و درون ان سیستمهای بزرگ و همینطور تا برسد به کوچکترین چیزهایی که قابل ذکر می شوند و می توانند خطاب شیی بودن را دریافت کنند که در عربی ریشه شیی از شای بمعنی خواستن استاین یک مجموعه و سیستمی در حال تبدیل است و کسی که این سیستم را کنترل و اداره میکند بعنوان رب و اله معرفی شده که در واقع معنی اله هم این است که موجودات این سیستم در مورد او دچار والگی و شیدایی می شوند …
خواستم بدانم دیدگاهم درست است از نظر شما بخصوص در مورد سیستم دانستن کل هستی؟!
پاسخ:سلام و روز به نیکی«توحید» برای دو مفهوم متفاوت به کار میرود، معادل برای تکخدایی (monotheism) و برای یکپارچگی هستی (monism). یکی از علل بیمرزی دو مفهوم در نزد مسلمانان این است به هر دو مفهوم، بدون توجه به تقدم وجودی آنها، باور دارند: «توحید در برابر شرک اعتقادی» و «توحید آفریدگان به معنای ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت [در آفرینش خدای رحمان، ناهمگونی نمیبینی؛ بازنگر آیا خللی در آن میبینی؟] (آیه: ملک، ۳)». ۱- جریان معمول دینباوری در اسلام (به معنای جریان تاریخی، نه فقط اسلام محمدی)، رسیدن از توحید «تکخدایی» به «توحید یکپارچگی هستی» است.
۲- کسانی هم بوده اند که بدوندینباوری از دومی به اولی رسیده اند، مانند باورمندان به «طراحی هوشمند» (intelligent design) آفرینش و نیز برخی از مدافعان «پیچیدگی فروکاستیناپذیر» (irreducible complexity) نمودهای هستی (مانند ناکافی دانستن «نظریهی تکامل خودبهخودی» برای بسیاری از نمودهای پیچیده مانند پیدایی چشم در جانداران). اینها میان دو نوع توحید قویا فرق میگذارند؛ به خدای قادر خلاق، عظیم، قدیر، حکیم متعال باور دارند. پژوهش تطبیقی باور ایمانی این گروه از خداباوران بیدین، با دینباوران- اعم از عوام و خواص عالم- موضوع بسیار جالبی است (اقلام برای مسلمانان برای تبیین انما بخشی الله من عباده العلماء).
۳- جریان دینناباور و خداناباور مدعی یکپارچگی هستی هم بوده اند. نمونهی معروف در پسانوزایی، باروخ اسپینوزا است. وی خدا را خارج از طبیعت و طبیعت را هدفمند نمیدانست؛ در واقع، قوانین حاکم بر طبیعت را اصطلاحاً خدا میخواند. انگار زمینهی اجتماعی بر حذف نام خدا مساعد نبود. دیگران در عین باور به یکپارچگی طبیعت، نام خدا را هم حذف کردند. از اینها چیزهای شگفتی شنیده میشود مثل نجوا با دریا و جنگل. نجوا و مناجات از یک ریشهاند: «در گوشی» راز و نیاز کردن! برای دینباوران راز و نیاز کردن با خدای شنوای دانای قادر متعال مفهوم است ، ولی با دریا و جنگل ناشنوا نامفهوم. انگار این کارها خود بهنوعی برای رفع نیازهای معنوی رازگو است تا انتظار شنیدهشدن.
۴- درباره ی سیستم دانستن کل هستی. لازم است نکاتی ذکر شود:۴-۱- تعریف تخصصی- «سیستم: مجموعه مرتب».۴-۲- سیستم نسبتی است که با رعایت تعریف به یک موضوع نسبت داده می شود.۴-۳- بنابر این هستی را می توان مجموعه ی بسیار بزرگی از سیستم ها دانست: سیستم های مجسم (مانند طبیعت و مصنوعات بشری) و سیستم های مجازی (مانند زبان و فرمولها). ۴-۴- چند دسته بندی معروف برای مراتب سیستم ها بر حسب پیچیدگی وجود دارد (از آن جمله ویور، کلر، بولدینگ)، شاید معروفترین کهنت بولدینگ (۱۹۵۶) باشد. در این دسته بندی کل هستی یک سیستم در بالاترین سطح پیچیدگی ذکر شد.۴-۵- آیا می توان به لحاظ علمی نشان داد که کل هستی با میلیارد میلیارد جزء در کهکشان و آنچه در درون آن یک سیستم به معنای تعریف (بند ۱) است، به لحاظ علمی نمیتوان اثبات یا ابطال کرد، چون راهی برای تعیین ساختار آن تا این زمان نیست، مگر برخی قوانین شناخته شده فیزیکی به عنوان واسط ساختاری منظور شود. در این صورت سیستم بودن هستی فقط از نظر فیزیکی محرز می شود. این مطلب در مبحث آنتروپی، قبلاً برای کل جهان هستی فیزیکی به عنوان «سیستم آدیابتیک (بیدررو)» دانسته می شد، البته در این مبحث فرض میشود که کل جهان مادی محدود است. نکته مهم این است که از این فرضها نمی توان گریزی یافت. همین که علوم تجربی در عالم هستی به دنبال پیدا کردن قاعده و قانون در هستی است، منطقا «ابرفرض ضمنی» (meta-assumption) دانشمندان بر این است که «قاعده و قانون وجود دارد». این «فرض متافیزیکی» است چون با علوم موجود نمی توان آن ها را اثبات یا ابطال کرد، ولی علوم ناگزیر از آن است. قبول این فرض در علوم ان چنان معمول و مرسوم است که شکل «باور» به خود گرفته است؛ یعنی اگر کسی وجود قواعد و قوانین در هستی را انکار کند، نتیجه اش انحلال علم خواهد بود، در ترازوی علوم مرسوم وی را فاقد «عقل سلیم» می دانند. شگفت این که اگر کسی دانشمند باشد و همان «باور» را بر حسب دین بیان کند، بسیاری از دانشمندان وی را فاقد «عقل سلیم» میدانند. این هم از شگفتی دوران ماست پذیرش «باور متافیزیکی» دچار استاندارد دوگانه است. در این دوگانگی نوعی از تقدس برای علم را میتوان یافت، همانند تقدس دینی؛ آیین یکی عیان و آن یک نهان است، از شگفتی جهان است!
05042101کانال روشنگری @RoshangariRRK
انجمن علوم سیستم های ایران